فاصله
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 5:54
ای کاش دلم فاصله را قدر بدانداز هجر بسوزد ، غزل وصل بخواند آتش بفشاند به جهان، شعله بگیرد آنقدر که از خویش اثر هیچ نماند ای کاش که خاکستر این سوختن دل خود را به در خانه دلدار رساند بر دوست رساند خبر سوختنم را هرچند بعید است که اصلا بتواند حالا که به سر منزل مقصود رسیدم ای کاش دلم وصل تو را قدر بداند...
ضربدر
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 5:54
زندگی مشترک پر است از بالا و پایین ها ، قهرها و آشتی ها... الانم با هم قهریم!!! به این بالا و پایینی، که تقدیر من و تو شد و این بود و نبودن ها که پیگیر من و تو شد به این روز و زمانی که من و تو دور بنشستیم و این خودخواه بودها که درگیر من و تو شد من و تو ما شدیم اما، کمی ناپخته و خامیم که مرغ عاشقی ز
وداع با رمضان
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 5:54
حدود یک ساعت مونده به آخرین افطار ماه مبارک رمضان. بی تعارف اگه بخوام بگم برای من یکی ، این ماه غیر از گرسنگی و تشنگی هیچی نداشت...خدایا ... بی دلیل ببخش و بی دلیل ما را جزء خوبان درگاهت قرار بده ... آخر غروب آمد و ماه خدای ماه رفت و هنوز غرق گناهیم و اشتباه این روی قرص ماه که نور حضور بود رفت و نگ
دختر شینا
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 5:54
قطره ای از دریای رنج و محنت همسران شهید در خاطرات این شیرزن نهفته است. این کتاب یک معجزه است در بیان عشق. یک تعریف است از مصداق عشق و چه زیبا گفتند که در عشق دو یار به هم خیره نمی شوند، بلکه باهم خیره می شوند این شعر را با تمام وجودم تقدیم زندگی اوج گرفته ی هر دوی آنها می کنم. روحشان قرین رحمت باد
یاد...
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 22:32
در خاطرات تلخ و شیرین نگاهممی بینمت ای منزلت آرامگاهم در گوشه ای از این اتاق سرد و خالی هرلحظه سوی آسمان رفته ست آهم یاد تو و این خانه و شبهای بی تو امشب به یاد آن روزها محو ماهم یادش به خیر آن لحظه های با تو بودن حالا به سوی کوی تنهاییست راهم در زیر باران رد شدیم و عصر پاییز در حلقه چشمان تو زل
دلبند
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 22:32
در چهارم اردیبهشت ماه، هنگام پایین رفتن از پله های درمانگاه ، نگاهم متوجه حاج آقای غلامی، شد که به تازگی به مقام شامخ "پدر شهید" نائل شده بود. حدود یک ماهی از شهادت حسینش در حماء سوریه می گذشت، اما خیلی شکسته شده بود . نزدیک شدم و او را در آغوش گفتم و حس شرمندگی عجیبی داشتم...کمرش درد گرفته بود و بع
زمستان یورت
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 22:32
در اوایل اردیبهشت ماه امسال خبر ناگوار ریزش معدن در آزاد شهر قلب ایران و ایرانی را به در آورد. این شعر تقدیم به همسران مردانی که نامشان برای همیشه در طومار عزتمردان ثبت شده است... شب شد دوباره ، انتظار و بی قراری احساس غمگینی و حس داغداری با یاد دورانی که در این وقت و ساعت می آمدی از راه روزی روز
از عشق
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 22:32
از خویش گذر کردم و از عشق سرودمدر ماه نظر کردم و جز دوست ندیدم معشوق درخانه دل را زد و یک آن روحم متلاطم شد و از جای پریدم او آمد و طی کرد همه فاصله ها را چون مهر بتابید به دریای امیدم او آمد و جان داد به زندان تن و جان بیدار شدم، یک نفس تازه دمیدم تا صبح برای دل هم سفره گشودیم گفتم ز فراقش چقدر رنج...
نترس
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 22:32
مناجات با خدا... الهی در دلم غوغاست امشبچه بزم توبه ای برپاست امشب الهی از کرم گاهی نگاهی که تقصیرم زسر تا پاست امشب الهی شب شب قدر است و تقدیر نگاهم بر ره فرداست امشب الهی نفس نان بین و نفس گیر به دنبال دل دریاست امشب الهی بنده ی شرمنده ی تو نگاهش بر گل زهراست امشب نگاهی از سر اسم حسینت که اشک شیعی...