خرید بک لینک
صبحگاهان در مسیری بی غبار

روز از نو بود وقلب روزگار

می تپید و پای مردم می دوید

مردم و شهر و خدا هم آشکار

اول صبح و به دست پیرمرد

کیسه ای بود و نشاطش برقرار

گاه چشمانش به چشمان خدا

قلب با ایمان او امیدوار

زیر لب ذکر خداوند و دعا

یار غارش بود رب کردگار

پاک بود و پر از حس تپش

در هوایی پر سکوت و پرغبار

عزتش در بی نیازی منجلی

او توکل داشت بر پروردگار

نان و ایمانش به راه و دور بود

از تجارت های تلخ و شبهه دار

برچسب: نویسنده: نگین نصیری تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 10:02

صفحه بندی